
داشتیم سیب گلاب میخوردیم (عاشق سیب گلابه!) که یه تیکه ش لای دندونم گیر میکنه!
میگم: «من همیشه از گیر کردن چیزی لای دندونم متنفرم!»
میگه: «منم همینطور! ولی این نشون میده که
به دست اوردن هر چیز خوبی با سختی همراهه!»
تیکه هه یهو در میاد و یه نفس راحت میکشم و میگم: «خداروشکر!»
میگه: «دیدی؟ سختی ها همیشه زود تموم میشن »
من:
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی
+ 16 روزایی رو داریم تجربه میکنیم که از قشنگ ترین روزهای زندگی هر زوجیه؛ برای ساختنِ آشیونه ی مشترکشون :) سختی و فشار زیاد و استرسش رو خیلی وقته به جون تهیهیم و حالا وقتِ به ثمر نشستن خستگی ها و دویدن هامونه .. این روزای پیش رو از همیشه برام عزیزترن .. وقتی که با هم توی خونه ی اُمیدمون نشستیم و یهو از خستگی بیهوش میشه .. وقتی توی انبوه خاک و کارتن و پلاستیک وسط سالن لخت خونه یه فرش میندازیم و باهم میوه میخوریم و اولین چای توی خونه ی خودمون رو باهم مینوشیم .. ذوق دیروزم و برق خوشحالیِ واقعی چ
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی
تو زندگی هرکس روزهایی هم هست که ققط خودشه و میدون! روزهایی که اوضاع اونقدرررر بهم میپیچه که هیچکس نمیتونه نجاتش بده جز خودش. تا فرسخ ها نه دوست و رفیقی دیده میشه و نه یار دل آرومی که دستش رو بگیره و از منجلاب شرایط بالا بکشتش و نه پدر و مادر دلسوزی که غصه مظلومی بچه شون رو بخورن. اون موقع حتی سایه ت هم خودشُ گم و گور میکنه. تویی و یه جهان هستی با تموم در و دیوار و زمین و خنزل پنزلای توش که باید بجنبی و باسن مبارک رو تکونی بدی و کاری کنی قبل اینکه بخواد درسته قورتت بده. دیگه حتی مایه کیک شکلاتی
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی
در زمان حاضر 4مهره .. ساعت 10:50 صبحه .. همینطور که آهنگ «دنیا» از حبیب داره میخونه و بازم قدرت جادویی موسیقی به درونم رسوخ کرده و تموم وجودم رو از عشق و امید پر کرده .. تموم نیروها و امدادهای فعلی و غیبی جهان رو پیش خودم فرامیخونم و ... میرم که اون کار رو از صفر ابتدا کنم و انجامش بدم .. پس .. به توکل نام اعظمت ای مهربان ترین مهربانان
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی
برچسب:
نویسنده: نوید ایمانی